عبد الله احمديه
62
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
درمان به وجود مىآورد . اين امر بارها مورد آزمايش قرار گرفته و نتيجه خوب از آن گرفتهام . بدين لحاظ سفارش مىكنم چنانچه ممكن شود حتما اين عمل را انجام دهند . ) روز ديگر جوشاندهاى مركب از گل سرخ 2 ، سنامكى 2 ، پوست هليله كابلى 4 ، بسفايج 3 ، تربد مجوف 2 ، اسطوخودوس 2 ، افتيمون 2 ( در كيسه كتانى بسته شود ) و همراه با ترنجبين 16 ل مىدادند . اگر بيمار ناراحت از خوردن اين جوشانده مىگرديد به جاى آن ايارج فيقرا به ميزان يك مثقال داده مىشد . ( هرگاه اين دارو يافت نشود مىتوان از كپسولى مركب از صبر زرد و جوششيرين استفاده كرد كه توجه ماده را از مغز به اسافل بدن معطوف سازد . ضمنا صبر زرد دافع خون و صفرا و بلغم مىباشد . ) به روش گذشتگان سه روز متوالى جوشانده و تنقيه تجويز مىشد . روز سوم باز مسهل از سنا ، گل سرخ ، تربد و داروهاى ديگر مىدادند . چند بار اين عمل را تكرار مىكردند كه كمك زيادى به سرعت درمان مىكرد . ( در اينجا نظر پزشك معالج در تركيب داروهاى جوشانده و تنقيه بسيار دخيل است ) تنقيه در بيماريهاى دماغى بسيار مفيد است . حتى « سودا » كه در سر متمكّن شده و ايجاد بيمارى ماليخوليا و عوارض عصبى ديگر را كرده باشد به حركت درآورده و دفع خواهد كرد . بعد از يك حمله سكته غالبا در روزهاى بعد نيز چند حمله خفيف ديگر بروز مىكند . بارها ديده شده است كه در روز هشتم يك حمله ثانوى بروز مىنمايد . حملاتى كه از روز دهم به بعد بروز مىكنند چندان شديد نيستند . محمد ذكرياى رازى مىفرمايد : « انغوره را در درمان فلج ، لقوه و سكته سخت نافع يافتم هيچ داروئى برابر با آن نيست . تن را گرم كند ، تب آورد و اخلاط را بگدازد . » فلج سستى و از كار افتادگى عضو يا اعضائى از بدن را فلج نامند . براساس قواعد طب سنتى علل ايجاد فلج به شرح زير مىباشد : 1 - يكى از علل ، خرابى و از كار افتادن بعضى از نقاط و مراكز مغز و نخاع است . در نتيجه پاره شدن رگ و عوارض ديگر امكان فرماندهى و خبرگيرى سلب مىگردد .